خرید بک لینک
سلام قند و عسل مامانی. امیدوارم خوب و خوش و سالم باشی. وقت نمیشه زود زود سر بزنم. یاد قدیما بخیر که هر دو سه روز یبار پست میگذاشتم و ... چند وقتی مرخصی بودم اما عملا کار مفیدی انجام ندادم... مسافرت هم نرفتیم و در کل حیف مرخصی هام که تموم شد... مجبور شدم بیام شهرستانی که قبلا کار میکردم. از این بابت فوق العاده ناراحتم و دوست ندارم بیام اینجا... اما دریغ که مجبورم... خوب ولش کن بیا حرف خوب بزنیم... هفته گذشته تاسوعا و عاشورای حسینی بود و ما هم رفتیم خوسف و شب ها هم بیرجند بودیم خداروشکر که لحظات خوبی رو گذروندیم روز جمعه 16 مهر هم مراسم شیرخوارگان حسینی با یگانه جونو مامانش بودیم... اینم بگم که بر عکس سالهای گذشته اصلا عکس خوب نگرفتیم!! آخه دوربین رو گیتا خانم نمیدادن مامانشون و خودشون عکاسی میکردن و طفلی مامانی با موبایل عکس میگرفت... روز عاشورا هم رفتیم خوسف و بعد از مراسم هیئت رفتیم در مراسم پخت بزباش خوشمزه نذری شرکت کردیم که خیلی عالی بود... دیروز هم با بابا ناقوس و یاسی و دایی پیمان رفتیم رچ . جای همه خالی بسیار خوش گذشت و هوا و فضا هم که عالییییی! پایی

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 12:50

سلام ناز ناز مامان. دخترک قشنگ و خانومم خیلی ازت عذرخواهم که دیر دیر وبلاگتو به روز میکنم. عشقم اینو بدون دلم واست میتپه. صبحا وقتی خوابی ازت جدا میشم و غروب وقتی بازم خوابی می رسم خونه. ببخش گلم. امیدوارم بهت در نبودم خوش بگذره و اذیت نشی... فرشته کوچولو جمعه پنجم آذر 95 تو اولین دونه های سپید برفو دیدی... خیلی زیبا بود... خدا رو شکر میکنم که بالاخره بارید اونم روز جمعه که میتونستیم کنار هم برف ببینیم صبح بابایی بیدارم کرد و گفت پاشو پاشو... بریم دخترمون اولین برف زندگیشو ببینه!! سریع حاضر شدیم و با هم رفتیم حلیم خریدیم. متاسفانه یاسی گلی امتحان قلمچی داشت و نمیتونست ما رو همراهی کنه. خلاصه رفتیم بند دره. یه جای خوب ماشینو پارک کردیم و توی برفا پیاده روی کردیم. دخترکم خیلی خوشحال بود... آخراش بینی کوچولوش یخ کرده بود و سردش شده بود واسه همین برگشتیم. اونجا چای آتیشی میفروختن... با خوشحالی چای خوردیم و بعد هم حلیم و بعد هم رفتیم نزدیک روستای رزگ. برفش آب دار تر بود!! به علت سرمای هوا متاسفانه آدم برفی نساختیم!! انشاله برف بباره بازم تا بتونیم حسابی برف بازی کنیم... خیلی دوستت دارم

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 12:50

سلام. دخترک نازم این چند روز تعطیل بودیم و باهم روزای خوبی رو گذروندیم... روز سه شنبه با مامان گیتی رفتیم خوسف. حتی خونه نرفتیم و نهارمونم توی مزرعه خوردیم... روز بعد رفتیم رچ. البته چون هوا سرد بود مامان گیتی نیومد. زیاد ازت عکس نگرفتم بیشتر از خودم عکس گرفتم: پنجشنبه هم که من و مامان گیتی و خاله صدره و فرزانه و یاسی رفتیم بهلگرد... جمعه صبح هم رفتیم حلیم خریدیم و با هم رفتیم بند دره خوش گذشت. یکم پیاده روی کردیم و صبحونه خوردیم. خداروشکر واقعا هوا عالیییی بود: خدارو بخاطر همه چی ممنونم گیتا و دایی جون: دوستت دارم عشقم [موضوع : ]

برچسب: تعطیلات رسمی 95,تعطیلات رسمی آمریکا,تعطیلات رسمی, نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 12:50

صفحه بندی